برگزیده
کنکور با طعم شیرین رمضان2  (شنبه 28 ارديبهشت 1398 ، ساعت 10:28)
حال خوب  (سه شنبه 24 ارديبهشت 1398 ، ساعت 10:49)
اردو مطالعاتی پایه یازدهم  (سه شنبه 24 ارديبهشت 1398 ، ساعت 10:48)
جشن روز معلم پایه یازدهم  (سه شنبه 24 ارديبهشت 1398 ، ساعت 09:49)
ارائه دوم ضربان فکر  (یکشنبه 22 ارديبهشت 1398 ، ساعت 11:10)
امروز سه شنبه 31 ارديبهشت 1398 - ساعت 15:48

تونیکی کن ودر دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز

در کتاب قابوسنامه داستانی حکایت شده که به شرح این بیت می پردازد گویند که دربغداد زمان متوکل ،متوکل بنده ای داشت که او را بسیار دوست می داشت و به فرزندی قبول کره بود نام این پسر فتح بود .

متوکل دستور داد که اورا شنا یاد دهند و چنین کردند فتح چند روز ی به شنا یاد گرفتن پرداخت،روزی از سرکودکی کنار رودخانه رفت وفکر کرد که شنا کردن را کامل یاد گرفته پس در رودخانه غوطه ور شدا وبه شنا مشغول شد و رود او را با خود برد با تلاش فراوان چیزی پیدا کرد وخود را در سوراخی در کناره رودخانه جای داد .هفت شبانه روز در آنجا بود از آن طرف متوکل جایزه ای برای پیداکردن مرده وزنده وی قرار داد ،درویشی او را پیدا کرد وبه نزد متوکل بردوجایزه را گرفت به میمنت پیدا شدن وی دستور داد تا سفره ای پهن شود وبرای فتح طعام ونان بیاورید که او گرسنه است؛فتح گفت من گرسنه نیستم .پرسید:چگونه؟ فتح گفت:هر روز بیست نان برطبقی نهاده وبرروی آب می آمد ومن تلاش می کردم ودو سه نان مکی گرفتم وروی نان نوشته بود محمد بن حسین اسکاف.متوکل گفت : در شهر جار بزنید ووی را پیدا کنید وفردای ان روز محمد پیدایش شد وگفت من هستم.از او پرسیدند چرا هر روز نان در آب می انداختی ؟محمد گفت :چون شنیده بودم نیکی کن ودر رود بینداز که روزی به این نیکی به تو بر می گرددومن این کار را کردم تا ببینم چگونه نیکی برمی گردد.متوکل گفت :آنچه شنیدی درست است وامروز روز آن فرا رسیده وپنج روستا را به نام کرد.

داستان نثر ساده شده برگرفته از کتاب قابوس نامه

 

نظرات


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید